محمد جعفر بن محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني
تنبيه الغافلين 74
فضايح الصوفيه ( بضميمهء تنبيه الغافلين وايقاظ الراقدين ) ( فارسى )
استقبال كنيد . چون استقبال كردند ملكالامراء را پسرى بود بس صاحبجمال ، چون شيخ را نظر بر وى افتاد ، بى اختيار سر در قدم وى نهاد ، پسر نيز سر در قدم شيخ نهاد . ملكالامراء نيز با پسر موافقت كرد . اهل دمشق را از آن انكارى در دل پيدا شد . امّا مجال نطق نداشتند . چون شيخ در دمشق مقامگرفت وششماهگذشت فرزند او كبيرالدين از « مولتان » بيامد ، ومدّتى درخدمتپدر بسر برد . بعد از آن شيخ را عارضهاى پيدا شد . در روز وفات پسر را با اصحاب بخواند ووصيتها فرمود وداع كرد و اين رباعى گفت : در سابقه چون قرار عالم دادند * ما ناكه نه بر مراد آدم دادند زان قاعده و قرار كان روز افتاد * نه بيش بكس قسمت و نه كم دادند درهشتم ذيقعده سنهء ثمان وثمانين وستمائه ( 688 ه . ق ) از دنيا برفت « 1 » . [ مولوى ] و چون منجر شد كلام بهاين مقام ، پس مناسب چنان
--> ( 1 ) - / نفحاتالانس : 601 - 605